و و قتی واگویه های محمد با "بابا" خواندم یاد عمویم افتادم که ما را چون "بابا" محمد تنها رها کردو رفت ....محمد جان واگو یه هایت پرده ای از اشک مقابل چشمانم ایجاد کرد..................http://mrkakavand.blogfa.com/post-92.aspx
چهارشنبه، 11 دی 1387 ، ساعت 22:51

برای ارسال نظر شما باید یکی از اعضای سایت باشید. برای ورود به سایت اینجا و برای ثبت نام در سایت اینجا را کلیک کنید.